خرید بک لینک

درباره سایت

سیگار با ته چین ماست !

آخرین مطالب

امکانات وب

تنهاییام را به آغوش دستانم میکشم،
اتاقم سرزمین عجایبم میشود ،
خودم را میسپارم به ترافیک سیگارهای موازی،
پرسههای انفرادی در کافهای که بی تو از هیچ عاشقانهای حساب نمیبرند؛
تیکتاکهای ساعت واگراتر میشوند،
دورتر میشوی،
لبخندت را قاب میگیرم،
که یادم باشد،
متعلّق به جهان مژهها که باشی، با اتاق خوابت هم غریبه میشوی...!
مقصد جایی همین نزدیکیهاست،
در آغوش صدایی نمدار، نصفی از شب، "عزیزم قرص شبت یادت نرود"

برچسب: نویسنده: باران باقریان تاريخ: پنجشنبه 9 خرداد 1398 ساعت: 16:14

برای روزهای بیوسوسهام ،
دست میکشم از خودم، یادم میرود زمانی همین قلم، فانوس ِ دریایی میشد و من خستهترین نهنگی که
از تجاوز ماهیها ، برای بطریهای بیمخاطب، روی ساحل ،لی لی میکردم!

برچسب: نویسنده: باران باقریان تاريخ: پنجشنبه 9 خرداد 1398 ساعت: 16:14

برف تو بهار یچیزی تو مایه های خوابیدن بعد از کوفت کردن یه فنجون چای کهنه دمه!

برچسب: نویسنده: باران باقریان تاريخ: پنجشنبه 9 خرداد 1398 ساعت: 16:14

تنهاییام را در خواب پلک میزنم،
برای ماهی ها لالایی میخوانم،
تُنگ اناریات را تن میکنم،
در شرجیترین هوای هوایی شدنم، دلم میگیرد تا تمامی جادهها روی دل ِ تو باز بماند...
در خودم میخزم، دغدغهای ناتمام میشوم به سیاهی امیدهای روشن، پشت خاکستر شب،

از تارِ دود ، به پودِ تب،
و مانند تبخال بوسه هایی که سوخته روی لب...!

برچسب: نویسنده: باران باقریان تاريخ: پنجشنبه 9 خرداد 1398 ساعت: 16:14

نه بتونیی تنها سر کنی و نه بتونی که با کسی باشی!

ادامش یه برگ خط خطی و مشوش از کلی واج و واژه بود که از حوصله خارج!

برچسب: نویسنده: باران باقریان تاريخ: پنجشنبه 9 خرداد 1398 ساعت: 16:14

حس و حال یه آدم تموم شده رو دارم که کفنشم دیگه حوصله تحملشو نداره.

برچسب: نویسنده: باران باقریان تاريخ: پنجشنبه 9 خرداد 1398 ساعت: 16:14

هر بیابونی که از ابر دریا شده، با خورشید دوباره بیابون میشه!

+ و آفتاب زندگی من خاکستری بود...

برچسب: نویسنده: باران باقریان تاريخ: پنجشنبه 9 خرداد 1398 ساعت: 16:14

صفحه بندی